*نوروز مبارك*
دوستان عزيزم
يه عيد ديگه داره مي رسه و من باز هم بيشتر خوشحالم از اينكه دوستان خوبي مثل شما دارم.
اميدوارم در سال جديد هر روزش شاد و خوشحال باشيد
بهارتون سبز
دوستان عزيزم
يه عيد ديگه داره مي رسه و من باز هم بيشتر خوشحالم از اينكه دوستان خوبي مثل شما دارم.
اميدوارم در سال جديد هر روزش شاد و خوشحال باشيد
بهارتون سبز
نارنج پيشي كوچولويي بود كه چند وقتي بود مهمان در خانه ي آنيتا بود ولي يك روز كه صبح آنيتا داشت دنبالش مي گشت تا غذاشو بده حيوان رو خونين و مالين پيدا كرد در حالي كه نمي تونست پاهاشو تكون بده و خودش رو روي دست هاش مي كشيد و دمش هم مثل طناب از پشتش آويزون بود..
در اولين فرصت نارنج رو به دكتر قاسميان رسونديم و بعد از راديولوژي معلوم شد كه از دو تا پا شكستگي داره و دمش هم كاملا از بدنش جدا شده و بايد قطع شه..
فردا شبش نارنج رفت زير عمل. توي هر دو تا پاش پين گذاشتن و دمش كه دكتر گفته بود يه دو سه سانتي ازش رو مي ذاره بمونه كاملا قطع شد. انگار يكي از دمش كشيده بوده و دم كاملا جدا شده بود و هيچ اتصالي به بدن نداشت و بافت هاش در حال فاسد شدن بود. الان تقريبا ده روزي هست كه از عمل گذشته و البته آنيتا با سختي داره ازش نگه داري مي كنه چون كنترل ادرار و مدفوع نداره و مثانه اش هم خودش نمي تونه تخليه كنه. دو بار تاحالا بعد از عمل دكتر براش سوند گذاشته ولي هر دوبار نمي دونيم چطوري سوند رو كنده و با مصيبت وحشتناكي اورژانسي رسونديمش دكتر، كه در نهايت دكتر قاسميان گفت كه بايد روزي يه بار ببريش يه جا نزديك خودتون تا مثانه اش رو تخليه كنن.
حالا آنيتا با مكافات روزي يه بار حيوون رو به دامپزشكي ( كه از همكاراي دكت قاسميانه) مي بره تا مثانه اش تخليه شه و آنتي بيوتيكش تزريق شه.
متاسفانه نشد ازش عكسي بگيرم ولي چشم هاي مهربون و زيبايي داره كه نارنجي رنگه به خاطر همين آنيتا اسمش رو گذاشت نارنج.
براي آنيتا خيلي دعا كنيد تا بتونه اين حيوون بي زبون رو تا بهبودي كاملش نگه داره و در نهايت هم براش يه سرپرست مهربون پيدا كنيم.چون امكان نگهداري توي خونه رو ازش نداره و حيوون هم ديگه نمي تونه با اين وضعيتش بيرون از خونه زندگي كنه..