مو !
پروژه ي مو! از تابستون سال پيش كليد خورد.
از اينكه موهام بيخودي بلند بشه و هي مجبور باشم از پشت ببندمش متنفرم!
به خاطر عروسي دختر عموم كه تابستون سال پيش بود به همه قول دادم پروژه رو بعد از عروسي شروع كنم.
مرحله ي اول مصري بود، صاف صاف. انگار كه خط كش زير موهام گذاشته باشن!
به دقت جلوي آينه ترتيبش رو دادم.
از قيچي كردن موهام خيلي لذت مي برم. خل نيستم، ولي واقعا اين كار خيلي كيف مي ده! يه عالمه انرژي مثبت ايجاد مي كنه، مخصوصا وقتي قرار باشه موي خيلي بلند رو قيچي كني.
موهام يه جوريه انگار كود ريختن پاش!
تا يه قيچي مي خوره رشدش دو برابر مي شه! خيلي حرصم ميگيره. كلي مدل مي دم بهش يك ماه بعد انگار نه انگار كه اين مو كوتاه شده!
به خاطر همين بعد يكي دو ماه كه مصري تبديل شد به هيولايي! قيچي رو برداشتم و باز دست به كار شدم.
در طول اين يه سال هر دوره موهام يه شكلي بوده ولي امروز رفتم سراغ مرحله پاياني!
از قبل با بابام هماهنگ كرده بودم! بابام هم اخم مي كرد و مي گفت از اين كوتاه تر؟ تازه داره موهات بلند مي شه!
ولي امروز در عمل انجام شده قرار گرفت!
قرار بود بلنديهاش رو من خودم كوتاه كنم و بابام با ماشين بقيه اش رو بزنه!
..
و زد!
حالا يه جورايي كچلم!

















البته این تصویر من نیست! ولی عکس شازده کوچولوییه که 3 سال روی زمین و پیش ما بود و خیلی زود برگشت به سیاره اش...