اين غنچه ي زيبا يكي ديگه از عزيزان دل منه. از بس كوچك و ظريفه اسمش رو گذاشتم غنچه.

sdc12001.jpg

sdc11998.jpg

 

اين غنچه خانم قوانين خاص خودش رو داره كه از مهترين اونها اينه كه از شعاع 2 متري به من نزديكتر نشيد ها وگرنه مي زنمتون!! با اينكه به رفت و آمد هر روز ما عادت داره و اولين كسيه كه با سرعت هر چه تمام تر مي دوه براي غذا ولي اصلا نمي ذاره كسي نزديكش بشه و دست زدن بهش كه كلا يكي از محالاته. يه بار وقتي كوچيك بود موقع غذا خوردن خواستم بغلش كنم و بذارمش يه گوشه ي خلوت تر. اونم حواسش نبود. وقتي از پشت بلندش كردم چنان جيغي از خودش ساطع كرد!!! كه اگه شما هم خوب گوش مي كردين حتما مي شنيدين!! بعد هم قهر كرد رفت تا فرداش نيومد!! نا گفته نمونه كه با اون پنجول هاي وحشت ناك تيزش هم يه حالي به دست من داد..

با اين حال خيلي دوسش دارم مي دونم كه اونم منو دوست داره!! ولي خوب با قوانين خودش.

البته اين رفتار رو كاملا از مادرش به ارث برده كه بد اخلاق ترين و تند خو ترين گربه ي اون طرف هاست! اينم عكس اين خانم قلدر در كنار ني ني كوچولوش.

sdc11995.jpg

 

با اينكه هيچ وقت دلم نمياد هيچ گربه اي رو بترسونم و برونم ولي ديگه آخرين بار كه اين مادر بداخلاق دنبال طلا كرد منم دنبالش كردم و اونم از اون موقع به بعد ديگه ازم حساب مي بره.

نمي دونم كدوم پدرسوخته اي ديروز چنگول زده به چشمش، بچه ام يه وري شده. اميدوارم كه خودش خوب بشه و عفونت نكنه چون گرفتنش و قطره تو چشمش ريختن غير ممكنه.

sdc11993.jpg

 

يكي ديكه از عادت هاش اعتراض كردنه! يعني چه گرسنه باشه چه سير باشه، چه اول بهش غذا بدين چه آخر، كلا از همون اول اعتراض ميكنه. بعد غذا هم كه سير شد باز هم اعتراض مي كنه كه چرا يه چيز خوشمزه تر نداري بدي بعد غذام بخورم؟!

اين همه خانم ناز و ادا داره اونوقت نمي ذاره يه قدم بهش نزديك بشي!

چشم هاي زيبايي داره و از همون اول فقط با اون دو تا تيله ي خوشكل صاف توي چشم آدم نگاه مي كنه و داد و بيداد مي كنه. اميدوارم كه مشكل خاصي براي چشمش پيش نياد.

 

حالا نوبت مي رسه به دم سياه. خيلي جالبه كه دم سياه و غنچه دختر خاله ان!! تا حالا دو تا دختر خاله ي گربه اي ديده بودين؟؟

sdc11991.jpg

 

دليلشم اينه كه اون مادر غنچه كه عكسش رو گذاشتم خواهر حنا است. كه حنا هم مادر اين دم سياه و خواهر برادراي ديگه اش مي باشن! بنا براين اين دوتا ميشن دختر خاله! روابطشون هم كاملا دختر خاله ايه. خيلي با هم خوبن و تازه با طلا هم خيلي خوبن. احتمالا اونم به عنوان پسر خاله پذيرفتن.

بله اينم از روابط خانوادگي پيچيده ي اين عزيزان دل من.

تازگي ها هم بسيار ناز نازي شده و از طلا ياد گرفته تا منو مي بينه مي گه نازم كن. پخش زمين ميشه و كلي خودشو واسه من لوس ميكنه. البته تقصير خودمه چون انقدر دوسشون دارم ديگه هر كي منو ميبينه به جاي غذا ميگه نازم كن!!

sdc11992.jpg

sdc11996.jpg

sdc11997.jpg